تبليغاتX
عشق ماشين هاي قديمي
تفاوتي که در اين وبلاگ احساس مي کنيد، به خاطر کپي نکردن از وبلاگ هاي ديگر است

Volks Wagen Transporter

(Part 1)

سلام و صد سلام به همه بروبچ قدیمی باز و قدیمی دوست و قدیمی سوار

اول از همه دوستان بابت اینکه خیلی خیلی کمتر از قبل مینویسم معذرت میخوام. خیلی سرم شلوغ شده. درس و کار و زندگی و... اصلا فرصتی برای وب نوشتن ندارم.

این بار گفتم از ماشینهای سواری بیام بیرون و یه ون خیلی عالی معرفی کنم که حدود 60 ساله داره تولید میشه و هنوز هم طرفدارهای زیادی داره. خوبه بدونید این برادر پرفروشترین ون جهان شده و هنوز هم رکورد داره!
خب همونطور که توی تیتر خوندید مشخص شد که میخوام از فولکس ترنسپورتر بگم. ممکنه بعضیا این ماشین رو به اسم نشناسند ولی مطمئنا همتون میشناسیدش. عکسش رو ببینید تا متوجه بشید.


براي خواندن ادامه نوشته اينجا کليک کنيد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 5:17  به دست علی ب| نظر يادتون نره!  | 

Peugeot 404

بازم سلام
به! به! چی شده توی ماه رمضون آمار وبم رفته بالا!!!
اینکه من عاشق ماشینهای آلمانی هستم و بنزسوارم که دلیل نمیشه همش از ماشینهای آلمانی بنویسم.
امروز میخوام از یه ماشین خیلی خیلی قشنگ و زیبای فرانسوی بنویسم که سواری بسیار راحت و بینظیری داره
ماشین مورد نظر پژوی 404هست که توی ایران چون اکثر روحانیهای قدیم از این پژوها داشتند بهش پژو آخـونـدی هم میگن.


براي خواندن ادامه نوشته اينجا کليک کنيد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 20:10  به دست علی ب| نظر يادتون نره!  | 

Mercedes Benz W116

سلام به همه دوستان خوبم

قبل از هر چیز این رو بگم که دیگه حوصله لینک و لینک دادن ندارم. فقط و فقط برای دلم مینویسم. اما اگه کسی سوال داشت و بلد بودم حتما حتما جواب میدم.

خب دوستان این اولین مطلبیه که توی سال 1388 میخوام براتون بنویسم. کسانی که با این وبلاگ آشنایی دارند میدونن که توی این وبلاگ مرسدس بنز حرف اول رو میزنه و همیشه بعد از یه مدت تعلیق یا تعطیلی آغازگر مطالبم بوده و خواهد بود. امروز هم میخوام براتون از یه مرسدس بنز دهه70 بگم که توی ایران مدل 280S از این اطاق معروف شده و توی اصطلاحات عامیانه بهش بنزسوسماری هم میگن.



براي خواندن ادامه نوشته اينجا کليک کنيد.
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 14:54  به دست علی ب| نظر يادتون نره!  | 

Mercedes Benz 350SL

(W107)

سلام سلام دوستای خوبم

امروز میخوام یه ماشین رودستر(دونفره) باحال رو بهتون معرفی کنم. بله باز هم مرسدس بنز

Mercedes Benz 350 SL


مرسدس بنزی که امروز میخوام نشونتون بدم 350SL هست که از نوامبر سال 1970 پا به دنیای اتومبیل ها گذاشت و غوغایی به پا کرد!!  تولید این ماشین پر ابهت تا مارچ سال 1980 ادامه داشت. در کل از این نوع مرسدس زیبا 15304 دستگاه تولید شد که تعداد 100 دستگاه از اون در سال 1972 وارد ایران شد. الان هم تعداد کمی ازشون سالم مونده!!!

Mercedes Benz 350 SL


زیبایی این ماشین هم مثل بقیه مدلهای مرسدس بنز قابل توصیف نیست! تنها چیزی که میتونم بگم اینه که یه ماشین دو نفره و اسپرت و  بسیار بسیار زیبا و راحته با مشخصات فنی بسیار عالی
(آخ که چه کیفی داره! دو نفری!! به قول امین حیایی تو فیلم کما:«باربند بالا، زید بغل...»  ) برخلاف بقیه مرسدس بنزهای دهه 70 که توش فقط آهنگهای قدیمی و سنتی خواجه امیری(ایرج) مزه میده، توی این بنز فقط و فقط آهنگ «امشب با هم» از گروه «سندی» حال میده!!  سندی بازها میفهمن چی دارم میگم؟ یکی از خوبیهاش اینه که هروقت بخواین میتونین سقفش رو بردارید یا با یه سقف تاشوی برزنتی عوض کنید!


خب چون از ظاهر زیباش نمیتونم تعریف کنم و زبونم قاصره، پس بریم سراغ مشخصات فنّیش!
موتور این عروسک (به شماره M116 E35/116.982) یه موتور هشت سیلندر خطیه که هر سیلندرش 3499cc حجم داره که تقریبا میشه 3.5لیتر. این موتور در جلو و به صورت عمودی قرار گرفته و از سیستم سوخت رسانی انژکتور برقی (Bosch D-Jetronic) استفاده میکنه که از سال 1976 به انژکتور مکانیکی (Bosch K-Jetronic) تبدیل شد. این موتور توی دور 5800Rpm برابر 200 اسب بخار قدرت تولید میکنه!
سیستم برق رسان موتورش هم الکترونیکیه! یا به قول عامیانه دلکو نداره، مگنتیه! باطریش 12ولت 66آمپرساعتیه و یه دینام 770وات 3فاز شارژش میکنه.
به به! آدم کِیف میکنه!! موتور به این بزرگی اندازه موتور پیکان مصرف میکنه!! مصرف بنزینش هم 13لیتر درصدکیلومتره و باکش 90 لیتر گنجایش داره! بنزین داخل باکش هم به وسیله یه پمپ برقی به سمت موتور پمپ میشه.
سرعتش چقدره؟ شتابش چقدره؟ صبر کنید کم کم میگم!
این ماشین دو مدل دنده اتوماتیک و دستی داره! مدل دستیش خیلی بهتر عمل میکنه، ولی مدل اتوماتیکش خیلی راحتتره! (البته بهتر بودنش اونقدر که فکر کنید هم فرق نداره!)
نوع دستیش یه گیرباکس 4سرعته داره که با کلاچ خشک و تکی عمل میکنه. این مدل میتونه در عرض 8.8ثانیه از حالت سکون به سرعت 100کیلومتر بر ساعت برسه و در نهایت خودش رو به سرعت 210 کیلومتر در ساعت برسونه!!!
نوع اتوماتیکس یه گیرباکس سه سرعته داره!(اینطور که من کاتالوگش رو دیدم، با توجه به ضرایب تبدیل دنده ها فهمیدم دنده یک اتوماتیک با دنده دو دستی برابره! یعنی دنده یک نداره، با دو راه میافته! خب اون موتور از بس قویه که براش فرقی نمیکنه!)
مدل اتوماتیکش در عرض 9.5ثانیه از حالت سکون به سرعت 100 کیلومتربرساعت میرسه و در نهایت میتونه به سرعت 205 کیلومتر برساعت برسه!!
اما وزنش بدون سقف 1540کیلوگرم و با سقف (Hard top) معادل 1580 کیلوگرم میشه.
مدلهای دیگه ای مثل 450SL یا 450SLC یا 500SL و... هم با همین اتاق بودند.
فعلا خدا نگهدار....


اینم چون خانومم گفت:
مرسدس یکی از دوستان (آقا وحید) که از بالا و عقبش عکس گرفته

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 20:27  به دست علی ب| نظر يادتون نره!  | 

Mercedes Benz W100

600

سلام سلام
        ميخوام براتون از يه اعجوبه اي بگم که تا به حال لنگه اون رو نديده باشيد.
مرسدس بنز 600 که يه ليموزين گرون قيمته از سال 1963 تا سال 1981 ميلادي و به تعداد 2677 دستگاه توليد شد. چرا اينقدر طولاني؟ آخه به صورت سفارشي و به تعداد محدود توليد ميشد و چون امکانات بسيار ويژه اي داشت خيلي دير از دور خارج شد. اما من که ميگم هنوزم حرف اول رو ميزنه و همه ليموزين ها بايد جلوش بزنن کنار!
اين بزرگوار در دوره توليدش يه رقيب بسيار سرسخت براي خودروهاي رولزرويس و ليموزين هاي آمريکايي بود هنوز هم هست.خب مگه چي داشت؟ الآن ميگم! کابين اين بزرگوار دو قسمت داره. يه قسمتش مخصوص راننده و يه قسمت مخصوص آدم گردن کلفته!(آدم گردن کلفت= همون آقاي مايه داري که اين ماشين رو خريده و لذتشو ميبره) بين اين دو قسمت هم براي حفاظت از اون آقاي گردن کلفت يه شيشه بزرگ وجود داره که با يه دکمه کوچولو موچولو از توي کابين عقب قابل بالا و پايين کردنه! اما نکتش اينجاست که چون وزن اون شيشه خيلي زياده  نميشه به راحتي با اين بند و بساط برقي که الان روي ماشينها ميبندن کنترلش کرد. پس چي؟ اين سوسول بازيها رو بريزيد دور! با يه جک هيدروليک بالا و پايين ميشه!
        اما جالبترش اينه که فقط همين يه شيشه نيست! بلکه همه پنجره هاش با فشار روغن و به صورت هيدروليک کار ميکنه! صندليهاش هم براي تنظيم از سيستم هيدروليک استفاده ميکنه! بازم جالبتر اينه که درهاش هم به صورت هيدروليک باز و بسته ميشه که مبادا آقاي گردن کلفت خسته بشن! (اونوقت اينجا يه فرمون هيدروليک روي پرايد ميذارن و Nتومن قيمتشو ميبرن بالا و دور ماشين هم عبارت Hydraulic Power Stearing رو مي چسبونن) چي؟ فرمون هيدروليک داره يا نه؟ کي پرسيد؟ آخه اينم سواله؟ خب معلومه ديگه! ماشيني که حتي صندلي هاش هم هيدروليکه فرمونش هم هيدروليکه ديگه! یه عکس از داخلش ببینید!!!!

اين بزرگوار دو نوع کوتاه (Short wheelbase) و بلند (Long wheelbase chassis-Pullman) داره! نوع کوتاهش فقط از نوع چهاردرب داره که به Grosser معروفه، اما نوع بلندش که به اسم Pullman معروفه هم مدل چهاردرب داره و هم مدل شش درب.
نوع ليموزين شش دربش سه رديف صندلي داره که پشت سر هم قرار گرفتند(مثل اتوبوس). اما نوع ليموزين چهاردربش محشر کبراست!! تو قسمت عقب کابين دو رديف صندلي داره که رو به روي هم قرار گرفته (تو عکس ببينيد)! وسط صندلي وسطي يه يخچال کوچيک و جمع و جور داره که آقاي گردن کلفت هروقت هوس دوغ، نوشابه، دلستر يا از اون چيزا کردند درش رو باز کنن و بردارن و نوش جان کنن. بالاي همون يخچاله يه سيستم صوتي جداگانه داره که فقط مخصوص همون کابين عقبه. يعني آقاي گردن کلفت کاري نداره که راننده داره راديو پيام گوش ميده يا راديو جوان؟ ميتونه واسه خودش آهنگ مايکل جکسون بذاره گوش کنه! بله که کولر هم داره! اصلا مگه ميشه نداشته باشه؟ تابستون که آقاي گردن کلفت گرمشون ميشه، ميتونن خودشون راحت کولر کابين عقب رو روشن کنن!(بدون اينکه بخواد به راننده بگه) زمستون هم ميتونه بخاري رو روشن کنه!


همه اينايي که گفتم چيزاي ظاهريش بود! موتورش رو نگفتم! البته هنوز هم از ظاهر بيرونيش نگفتم. اجازه بديد از ظاهر بيرونيش هم يه مقدار تعريف و تمجيد بکنم بعدا بريم سراغ موتورش!
ظاهرش همونطور که توي عکس ميبينيد يه چهره بسياز بسيار متين و با وقار داره. استيل کاري و زه کشي هاش بسيار بسيار قشنگه و آدم رو به شدت هيجان زده ميکنه! والا کم آوردم! ديگه نميدونم چي بگم؟ آخه لامروّت قابل توصيف نيست!!!!! خودتون ببينيد و ازش لذت ببريد. راستي تا يادم نرفته بگم که جنس بدنه اين بزرگوار هم از استيله!

Pullman

طولش تو مدل کوتاه 5متر و 45سانتي متر و تو مدل Pullman طولش 6متر و 24 سانتيمتره!! وزن خالصش تو مدل کوتاه 2600کيلوگرم و تو مدل Pullman دقيقا 2770 کيلوگرمه!! وزنش با بار هم تو مدل کوتاه حداکثر 3050کيلوگرم و تو مدل Pullman حداکثر 3340 کيلوگرم ميتونه باشه!خب بريم سراغ موتور و گيرباکسش! آقا موتور داره غوووووول!!! جاي سوزن انداختن نداره! عکسشو ببينيد!!!!!

ديديد؟ اين موتور حجيم که جلوي اين بزرگوار قرار داره يه موتور هشت سيلندر V شکل (خورجيني) با سيستم سوخت رساني انژکتوره (انژکتورهاش هم ساخت شرکت Bosch آلمانه) که هر سيلندرش 6.3 ليتر حجم داره!!!! (يعني فضاي سيلندرهاش دقيقا هفت برابر پژو 405 ميشه!!!) اگه بيشتر خواستيد بدونيد بريد M100 رو سرچ کنيد و بخونيد و اگه چيز مفيدي فهميديد به من هم بگيد. بله M100 شماره نوع موتورشه!
سيستم تعليقش هم همون سيستم تعليقيه که سال 73 توي مدلهاي W116 هم استفاده شد.(W116 هموناست که ايرانيها بهش ميگن بنزسوسماري و توي ايران بيشتر مدل 280 داره!) خب سيستم تعليقش چيه؟ جلوش سيستم مستقل دوجناغي با فنرهاي مارپيچ و کمک فنرهاي گازي و لاستيک ضربه گيره! عقبش هم نيمه مستقل با اکسل معلق و فنرهاي مارپيچ و  کمک فنرهاي گازي و لاستيک ضربه گير داره که کمک فنرهاش قابل تنظيمند! فکر کرديد فقط زانتيا داره؟
ترمزهاي هرچهار چرخش هم ازنوع ديسکيه!
با اين تفاسيري که گفتم اين موتور ميتونه توي دور موتور 4000Rpm قدرتي برابر 247 اسب بخار توليد کنه!!!!! (خوبه بدونيد 405 موتورش ماکزيمم 98 اسب قدرت داره و اين کارها رو ميکنه!) اما خب بنزيني که ميسوزونه هم درنظر بگيريد. تقريبا ميشه گفت مثل لوله آفتابه بنزين ميره تو موتورش! توي هر صد کيلومتر 24ليتر بنزين ميسوزونه و باکش هم 112ليتر گنجايش داره! يعني با يه باک پر ميتونه 460 کيلومتر راه بره! (اما اين کالسکه سيندرلا اگه 45 ليتر در صد کيلومتر هم بسوزونه ميصرفه!!!)
گيرباکسش هم چهارسرعته اتوماتيکه که دندش کنار فرمونه. اين گيرباکس قدرت موتو رو به چرخهاي عقب منتقل ميکنه!
خب همه چيزش رو گفتم بجز اوني که همتون دنبالش بوديد! بله! حداکثر سرعتش به 129 مايل بر ساعت يا 207 کيلومتر برساعت ميرسه!

بازم عکس از داخلش ببینید!!! (این بار از قسمت عقبش)

        سال 1965 قيمت مدل معموليش 56500مارک آلمان و 22000دلار آمريکا بوده و مدل Pullman هم همون سال 24000دلار آمريکا و 63500مارک آلمان قيمت داشت.
به قيمتها دقت کرديد؟ مدل Pullman با اينهمه امکانات بهتر و قشنگتر فقط 2000دلار فرق داشت. اما اينجا يه سنسور دنده عقب و يه جفت چراغ مسخره قيمت سمند رو 4-5 ميليون ميبره بالاتر!!!!!!
حرف درمورد اين ماشين خيلي زياده اما با اينکه لذت بخشه هم من خسته شدم هم ميدونم شما خسته شديد!
نظر يادتون نره!(نظرخصوصي هم ممنوعه)
خدانگهدار!

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 12:23  به دست علی ب| نظر يادتون نره!  | 

بهترين همسفر جاده هاي ايران


Mercedes Benz W110

سلام دوستاي خوبم
قرار بود نظر بديد که درمورد کدوم يکي از اون بنزها بنويسم، اما چون هيچکدومتون درمورد اونا نظر نداديد اول اين (W110) رو مينويسم که دلتون واسه اون گرونه (W100) آب بشه!
خب از کجا شروع کنيم؟ روي ادامه مطلب کليک کنيد تا بگم!

W110 Front left


براي خواندن ادامه نوشته اينجا کليک کنيد.
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 19:41  به دست علی ب| نظر يادتون نره!  | 

Mercedes Benz 170 - W 136

مرسدس بنز 170 که از نظر من تو طراحي ظاهري يه شاهکار واقعي و بي نظيره از سال 1935 به عنوان يه خودروي خانوادگي و مسافرتي پا به جهان خودروها گذاشت و در بين خانواده هاي سرتاسر دنيا محبوب شد و هنوز هم که هنوزه محبوبيتش رو از دست نداده. بعضي از مردم تو همين طهرون خودمون فقط براي يه شب سوار شدندش 120 تا 200 هزارتومن پول ميدن. خود من که هروقت تو خيابون مي بينمش نگاهم بهش قفل ميشه و ديگه هيچ چيز ديگه اي رو نميبينم.(خداروشکر تاحالا نشده موقعي که رانندگي ميکنم ببينمش. انشاا.. که هيچ وقت درحين رانندگي نبينمش، چون ممکنه ديگه جلوم رو نبينم و يه تصادف شديد بکنم). توليد اين خودروي رمانتيک و رويايي همينطور ادامه داشت تا اينکه سال 1942 اون جنگ لعنتي در گرفت و دايملربنز رو با خاک یکسان کرد.(براي کسب اطلاعات بيشتر در مورد اين ويراني اينجا کليک کنيد )
بعد از جنگ (سال 1945) ساختن خودروهاي شخصي براي دايملربنز کاملا غير ممکن بود. اول تمام فعاليت ها روي نگهداري خودروها و وسايل باقي مونده متمرکز شد. چون تقريبا تمام ابزارها و وسايل از بين رفته بود و مردم هم بعد از جنگ آه نداشتند که با ناله سودا کنند، امکان توليد مدلهاي بزرگ و سريع 540K يا Grosser770 وجود نداشت. پس مديران تصميم گرفتند فقط روي مدل 170 که قبل از جنگ ساخته مي شد و اون زمان ارزونترين و ساده ترين مدل مرسدس بود تمرکز کنند(اون هم فقط به صورت سفارشي و به تعداد محدود). اينطوري بود که دوباره توليد 170 در سال 1946 آغاز شد و تا سال 1953 ادامه داشت. تو اين مدت دايملر بنز کم کم جون گرفت و دوباره به بزرگترين غول خودروسازي جهان تبديل شد.

اين عروس زيبا و رويايي (170) يه موتور چهار سيلندر خطي به حجم سيلندر 1697cc داره که با 11 ليتر آب خنک ميشه و ميتونه تو دور 3200rpm قدرت 35 اسب بخار توليد کنه و اين عروس 1160 کيلوگرمي رو به حداکثر سرعت 108 کيلومتربرساعت برسونه. اين موتور هم مثل ساير موتورهاي چهارسيلندر با سيستم «1.3.4.2» کار ميکنه (يعني احتراق به ترتيب، اول تو سيلندر1، بعد تو سيلندر3، بعد تو سيلندر4 و بعد تو سيلندر2 انجام ميگيره و اين چرخه تکرار ميشه).براي انتقال قدرت اين موتور به چرخهاي عقب از يه گيرباکس چهاردنده دستي استفاده شده. براي سوخت رساني به اين موتور هم يه کاربراتور Solex 30BFLV به کار رفته. الآن چون قطعاتش گرونه، ديدم که تو ايران کاربراتور پيکان ( B23933 ) روش مي بندند. اما آلماني هاي بيچاره که پيکان ندارند، اگه کاربراتورشون خراب بشه بايد کلي پول بدن و کاربراتور اصليش رو بخرن. با همه اين بحثها اگه کاربراتور اصليش روش باشه تو اتوبان و جاده 9.5 و تو شهر 11.5 ليتر بنزين تو 100 کيلومتر ميسوزونه.(البته اين ماشين نوع ديزل يا همون گازوييلي هم داره که مصرف اون رو نميدونم). باک اون 40 ليتر براي سوخت جا داره که با اين حساب با يه باک پر ميتونه مسافت 350 کيلومتر شهري يا  420 کيلومتر جاده اي رو طي کنه.
باطريش هم 12 ولتي نيست، 6 ولتي 75 آمپريه. اما نمونه هايي که تو ايران وجود داره اکثرا دينام و آفتامات و کويل و چراغهاش رو عوض کردند که 12 ولتي بشه.(آخه لوازم 6 ولت سخت گير مياد. اين کارها رو با فولکس هاي 6 ولتي هم ميکنن). همه وسايل برقيش مثل دينام و استارتر و باطري و آفتامات ها و... ساخت کارخونه بوش (Bosch) هست. اما گِيج ها يا همون عقربه هاش و ساعت داخلش و کليدهاش ساخت زيمنس (VDO Simens) هستند. داشت يادم ميرفت: قدرت استارترش هم 0.6 اسب بخاره. تو بعضي از مدل هاش بجز استارتر هندل هم داره.
اين عروس کوچولو براي توقف از سيستم ترمز هيدروليکي درام (کاسه و کفشک) در هر چهار چرخ استفاده ميکنه. اين ماشين مدل هاي گوناگوني داره که اکثرا توي موتور بهينه شده اند و تفاوت ظاهري زيادي ندارند. اما اين دلبر رمانتيک مدل چهارچراغ هم داره که به کابريولت معروفه. خود کابريولت هم دو نوع A و B داره. نوع Cabriolet A دو درب هست و صندوق عقب بزرگي داره. نوع Cabriolet B همينه که تو ايران زياد ديده ميشه و صندوق عقب کوتاه تري نسبت به Cabriolet A داره. خب همه اينها که گقتم مشخصات فني مرسدس بنز 170 بود. حالا بريم سراغ زيبايي هاي اين عروس خوشکل.

اولين چيزي که با ديدن اين ماشين تو اولين نگاه جلب توجه ميکنه گلگيرهاي ورم کرده و بيرون زده اونه که با قوص قشنگش زيبايي توصيف ناپذيري بهش داده. دومين چيز چراغهاي گرد جلوشه که آدم رو ياد چشم قورباغه ميندازه. سومين چيز درهاي جلوشه که از سمت جلو و روي ستون وسط باز ميشه و باعث ميشه سوار و پياده شدنش خيلي راحت بشه. دليل اينکه الآن ديگه درها رو اين مدلي نميسازند اينه که براي سوار شدن بايد درها کاملا باز بشه و اين کار قديم مقدور بوده اما الآن تو اين شلوغي امکان پذير نيست و اگه باشه کار سختيه. چهارم قوص لاک پشت مانند عقبشه. تو نگاه اول بيننده فکر ميکنه چون صندوق عقب کوتاهي داره جاي کمي هم داره، اما يه آدم راحت توش جا ميشه و دوتا آدم به سختي جا ميشن، اما جا ميشن.

درمورد تودوزي و صندلي هاش و بوي قشنگ داخلش هم بگم که ديگه چيزي از قلم نيافته.همونطور که هموتون(به احتمال زياد) ديديد صندلي هاي ماشين هايي مثل 405،206،پرايد و.... (که حيفه اسم ماشين رو روشون بذاريم) از ابر يا فوم ساخته شده و باعث ميشه اولا بدن آدم توش فرو بره و باعث خستگي بشه (صندلي خيلي نرمه و آدم اولش يه کم احساس راحتي ميکنه و بعدش خسته ميشه) و ثانيا بعد از يه سال از ريخت و قيافه بيافته. اما تو بنز مقدار نرمي صندلي ميزونه و آدم خيلي ديرتر احساس خستگي ميکنه. چون اکثر مدلهاي بنز از قديم به جاي ابر يا فوم از نمد و مقوا و در زير اون خرده چوب و فنر استفاده ميکردند. يعني زير اين رويه چرمي که ميبينيم چند لايه نمده و زير اون نمد هم چند لايه مقواست و زير اونها فنره که اطرافش با خرده هاي بسيار ريز چوب پر شده(البته خرده چوب اونطوری نیست! بلکه یه چیزی شبیه سیم ظرفشویی ولی از جنس چوبه! نمیدونم چیه؟ ممکنه گیاه خاصی باشه!).به همين خاطر هميشه توي بنزها يه بوي خاص و قشنگ وجود داره.
صندلي پيکان هاي قديمي يه چيزي بين اين دوتا بود. يعني زير اين لايه پارچه اي (در بعضي مدلها ورني و پلاستيک) يه لايه ابر قرار داشت و زير اون ابر يه فيبر نازک و زير اون فيبر هم تعداد زيادي فنر چيده شده بود.
اين همه گفتم اما هرچي فکر کردم، زور زدم و سعي کردم نتونستم اصل مطلب (احساسم به اين عروسک) رو بگم.
به قول شاعر: «عادت و عشق و عاطفه،هرچه لغت تو عالمه/ براي حس من و تو، يه اسم گنگ و مبهمه»
قيمت اين «اسطوره زيبايي» الآن تو ايران از 20-30 ميليون تا 120-130 ميليون تومنه که نسبت به مدل، سال ساخت، سلامت ماشين، کارکرد ماشين، کاربرد ماشين، سوابق ماشين، سوابق مالک ماشين، وجود سند کمپاني، در بعضي موارد مدالهايي که توسط اين ماشين گرفته شده و.... تغيير ميکنه. چند وقت پيش يه دونه 170 مشکي فروشي تو همين طهرون خودمون ديدم ميگفت 25 ميليون تومن. بازسازي شده بود، فرمونش هم سمت راست بود، تودوزيش فابريک بود، قطعات موتورش هم اصلي بود. اما به خاطر اينکه اولا بازسازي شده بود، ثانيا سند اول نبود و ثالثا عضو کلوب مرسدس بنز نبود و هيچ مدالي هم نداشت قيمتش پايين بود.(براي اطلاع بيشتر ميگم: دو شرکت «مرسدس بنز» و «ب ام و» روي اصالت محصولاتشون خيلي تعصب دارند. به همين خاطر اگه بازسازي شده باشه قيمتش افت ميکنه. اگه مدال داشته باشه قيمتش ميره بالا و...)

بسه ديگه! فکر کنم زيادي گفتم و شما رو خسته کردم.
نظر يادتون نره! اگه بدونيد وقتي نظر ميديد، از خوشحالي چيکار ميکنم.
خدانگهدار.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 23:41  به دست علی ب| نظر يادتون نره!  | 


        اولين نسل سري 5 با كد E12 كه طي سال هاي 1973 تا 1981 توليد شد. اين مدل با چهار چراغ جلوي دايره اي و جلو پنجره معروف (سيبيل هيتلر) به تعداد نسبتا زياد وارد ايران شد. اين مدل ها كه به اسم 518 شناخته ميشن با شيشه هاي دستي ، بدون كولر و ساده هستند. البته مدل هاي فول و با امكانات بيشتر به تعداد كمي وارد شدند. چون تو ايران سرعت زياد مقدور نيست، مردم ايران به شتاب زياد علاقه دارن و دوست دارن وقتي ماشين راه ميفته محکم به صندلي کوبيده بشن.  شتاب گيري و رانندگي عالي اين ماشين باعث شد تا پيش ايراني ها عزيز بشه و جاي خودش رو تو دلشون باز كنه.
در اصل بعد از مدل هاي 2600 .2800. 3000و... اين نسل دومين نسل از سري 5 بود ولي شرکت BMW عبارت سري رو از اين مدل شروع كرد و همين باعث شد اين نسل به عنوان اولين نسل از سري 5 معروف بشه.
سال 1973 مدل هاي 520 و 520i توليد شدند که 520 با يه موتور چهار سيلندر کاربراتوري به حجم 1990 به قدرت 115 اسب بخار ميتونست در عرض 12.3 ثانيه به سرعت 100Kmh و در آخر به سرعت 173Kmh برسه.
520i هم با يه موتور چهار سيلندر 1990 سي سي انژکتوري و قدرت 130 اسب بخار ميتونست در عرض 11.1 ثانيه به سرعت 100Kmh و در آخر به سرعت 183Kmh برسه.

سال 1974 علاوه بر اين دو مدل، دومدل ديگه 518 و 525 هم اضافه شد که 518 با موتور چهار سيلندر 1766 سي سي کاربراتوري به قدرت 90 اسب بخار ميتونست تو 15 ثانيه از 0 به 100 و در خر به 165Kmh برسه.
مدل 525 هم با موتوري به حجم 2494cc و قدرت 145 اسب بخار ميتونست تو 10.1 ثانيه به سرعت 100 کيلومتر بر ساعت و در نهايت به 193 کيلومتر بر ساعت برسه.
سال 1975 همون مدل هاي سابق 518 و 520i و 525 با همون مشخصات قبلي توليد مي شدند و مدل 528 هم به خانواده BMW اضافه شده بود. 528 با يه موتور شش سيلندر به حجم 2788 و قدرت 165 اسب بخار، شتابي به اندازه 9.1 ثانيه و حداکثر سرعت 198 داشت.

سال 1976 مدل هاي 525 با همون مشخصات و مدل هاي 518 و520i با كمي تغيير تو موتور توليد شدند. تو مدل 518 حجم موتور از 1766 به 1990 و قدرت از 90 اسب بخار به 109 اسب بخار تغيير کرد و زمان شتاب 0 تا 100 از 15 ثانيه به 13.5 کاهش و سرعت نهايي از 165Kmh به 170Kmh افزايش پيدا کرد.
اما بر خلاف 518 که پيشرفت کرده بود، موتور مدل 520i ضعيف تر شده بود و قدرتش از 130 اسب بخار به 125 اسب بخار رسيده بود. شتابش از 11.1 به 11.3 و حداکثر سرعتش از 183 به 181 کيلومتر بر ساعت رسيده بود.
سال 1977 علاوه بر مدلهاي 518 ، 520i و 525 که مثل قبل توليد مي شدند، مدل 528i هم اضافه شد که همون مدل 528 بود اما سيستم سوخت رسانيش از کاربراتوري به انژکتوري تغيير کرده بود. قدرتش با يه تغيير چشمگير از 165 اسب بخار به 177 اسب بخار و سرعتش از 198 به 200 کيلومتر بر ساعت رسيده بود.
سال 1978 مدلهاي 520i و 528i مثل قبل توليد ميشدند و 518i با حجم 1990cc، قدرت 125 اسب بخار و سرعت 180 کيلومتر بر ساعت، تازه وارد اين جمع بود.
سال 1979 مدل هاي 528i و 520i و 518i مثل قبل و بدون هيچ تغييري توليد مي شدند تا اينکه در سال 1980 مدل هاي 518i و 520i با يه نوع موتور و با حجم 1766cc به بزار عرضه شدند. اين موتورهاي چهار سيلندر قدرتي معادل 102 اسب بخار داشتند و شتاب 14.2 ثانيه و حد اکثر سرعت 167 کيلومتر بر ساعت رو به اين دو ماشين ميدادند.
سال 1981 که آخرين سال سري E12 بود، مدل هاي 518i و 528i مثل قبل توليد شدند و تنها تفاوت اين بود که سرعت به 208 کيلومتر بر ساعت رسيده بود.

از نظر ظاهري هم تقريبا همه اين مدل ها شبيه هم بودند و فقط يه کمي تو اندازه و شکل چراغهاي عقب تفاوتهاي جزئي داشتنند.يه تفاوتهاي خيلي کوچيک هم تو اتاق داشتند.

نظر يادتون نره! اگه بدونيد وقتي نظر ميديد، از خوشحالي چيکار ميکنم.

تا مطلب بعدي خدانگهدار.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 16:29  به دست علی ب| نظر يادتون نره!  | 

Citroen Dyane

        امروز ميخوام براتون از يه ماشيني بگم که خيلي ها اون رو مسخره ميکنن و خيلي ها هم باهاش خاطرات زيادي دارند. بله! ژيان!
ژيان از لحاظ لغتي به معني شير درنده است درحالي که اين ماشين قدرتي اندازه يه گربه داره. به قول   قديمي ها:«برعکس نهند نام زنگي کافور»
        اين خودرو که Dyane نام داره، محصول کارخونه فرانسوي سيتروئن و ساخت دهه 1930 ميلادي است که به مرور زمان تغييراتي تو شکل ظاهريش داده شد تا به اين شکل که ما ميشناسيم در اومد.



        راستي مدل 4WD ژيان هم با نام 2CV Sahara توليد شده و عكس بالا مربوط به همونه.(البته از نظر ظاهري تفاوتي نداره)
        حدود سال 1345 (دقيقش رو نميدونم) بود که اين ماشين توسط شرکت سايپا و با نام ژيان وارد ايران شد و به خاطر مصرف سوخت و خرج کمش طرفدارهاي زيادي پيدا کرد (مخصوصا تو اصفهان). ژيان هم در زمان خودش کلي مدل و تيپ بندي داشته. از مدلهاي ژيان ميشه به dyane ، 2CV ، Ami ، Mehari و SM  اشاره کرد که مدل Dyane مدل مورد بحث ماست. تنها عيب ژيان که باعث شده مورد تمسخر قرار بگيره سرعت و شتاب کمشه، اما ژيان از نظر بعضي مسايل فني بسيار بسيار عاليه.
حالا از مشخصات فني ژيان براتون ميگم که متوجه بشيد چقدر جالبه!
اين کوچولو يه موتور دوسيلندر چهارزمانه به حجم 602cc داره که تو دور 5750rpm قدرتي برابر 35 اسب بخار توليد ميکنه و ميتونه اين ماشين 570 کيلوگرمي رو به سرعت 118 کيلومتر بر ساعت برسونه. اين موتور براي خنک شدن فقط از هوا استفاده ميکنه (مثل ماشينهاي ديگه آب نداره). بخاري ژيان هم چون آب نداره مثل بقيه ماشين ها رادياتور نداره(به قول یه نفر:«ماشینی که آب نداشته باشه نون هم نداره »). توي سيلندرش لوله اي داره که هوا بهش وارد  ميشه و از دريچه هاي کنار گلگير (آبشش) خارج ميشه. اگه راننده بخواد توي ماشين رو گرم کنه با جابه جا کردن يه اهرم ميتونه اين هوا رو به داخل اتاق هدايت کنه و توي ماشين رو گرم کنه.
گفتم مصرفش کمه. توي هر صد کيلومتر فقط 5 ليتر بنزين ميسوزونه. باکش هم ظرفيت 30 ليتر بنزين رو داره. يعني با يه باک ميشه 600 کيلومتر راه رفت.
يه جعبه دنده چهار سرعته به اضافه يه دنده عقب داره و نيروي موتور رو به چرخهاي جلو منتقل ميکنه. ترمزهاي اين ماشين از نوع کاسه اي هست و نکته جالبش اينه که لنت ترمزهاي جلوش روي چرخ بسته نميشه. بلکه داخل کاپوت نصب ميشه و نيروي ترمز رو به جاي اينکه روي ديسک يا کاسه وارد کنه روي پلوس ها وارد ميکنه.
        جالب ترين جاي ژيان سيستم تعليقش هست که واقعا تک و بي نظيره.
سيستم تعليق ژيان يه نوع سيستم تعليق هيدرونيوماتيک است که دوتا استوانه داره که زير ماشين قرار گرفته ، يه جور کمک فنر که تو طول خودرو قرار ميگيره و به جاي اينکه عمودي کار کنه به صورت افقي کار ميکنه. بد نيست اين نکته رو بدونيد که يه مهره تو سيستم تعليق ژيان وجود داره که با شل و سفت کردنش (بصورت دستي) ميشه ارتفاع ماشين رو تنظيم کرد.


 

فکر کردين ژيان کم الکي بوده؟ نه! امکانات رفاهي جالبي هم داشته:
اگه به جلوش نگاه کرده باشيد حتما اون سوراخ گرد رو ديديد. يه هندل داره که اگه باطري ماشين امکان استارت زدن رو نميداد از اون استفاده بشه. توي اون سوراخ و خود هندل طوري طراحي و ساخته شده که به محض روشن شدن ماشين هندل رو به سمت بيرون هدايت ميکنه و از موتور جدا ميکنه.(ماشين هاي هندلي خيلي قديمي تر از ژيان اين سيستم رو نداشت و اگه شخص هنگام هندل زدن فقط کمي بي دقتي ميکرد دستش رو به زوال ميبرد)
فکر کرديد 206 خيلي چيز باحالي داره که ميشه از توي ماشين ارتفاع نور چراغ رو تنظيم کرد؟ خب ژيان هم اين آپشن رو داره با اين تفاوت که تو 206 برقيه و تو ژيان دستي. يه پيچ زير داشبورد قرار داره که با چرخوندنش نور چراغها بالا و پايين ميشه.
سقفش هم که تمام چرمه و به کلي جمع ميشه. (اگه بدونيد تابستون چه حالي ميده!)


عکس زير يه مدل ديگه از ژيانه که سال 1958 توليد شده و اسمش راداره (Radar). خيلي خيلي خوشکله. اگه الآن باشه من با کله ميخرمش.

درضمن نظر يادتون نره! اگه بدونيد وقتي نظر ميديد، از خوشحالي چيکار ميکنم.

تا مطلب بعدي خدانگهدار.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 19:49  به دست علی ب| نظر يادتون نره!  | 

Dodge Challenger 1970

سلام به همگي و يه سلام مخصوص خدمت آمريکايي بازهاي عزيز
تيم طراحي شرکت دوج يکي از زير مجموعه هاي کرايسلر، در سال 1967 تصميم به طراحي و ساخت اتومبيلي با نام چلنجر (Dodge Challenger) به معني رقيب و مبارز گرفت. تقريبا تا اواخر زمان تعيين شده هنوز طراحان چلنجر روي طرح نهايي توافق نداشتند. تا اينکه آقاي بيل برنلي مدير بخش طراحي دوج طرح خودش رو ارائه کرد و همه هم پذيرفتند و اين طرح که نسل اول دوج چلنجر بود از سال 1970 تا 1974 توليد شد.(البته تو آمريکا مثل ايران نبود که براي چاپلوسي و تملق طرحش رو قبول کنن. طرحش واقعا عالي بود.)
از قشنگي هاي اين ماشين هرچي بگم کم گفتم. اما يه مقداري ميگم که آشنا بشيد. اول از همه اينکه چراغهاي جلوي اين ماشين يه مقداري از نوک ماشين عقب تره (کمي داخل قرار گرفته) تا هم تو تصادفات جزيي از چراغ محافظت بشه هم حس قدرت (به طور کلي شاخ بازي) رو القا کنه.دومين و قشنگترين جاي اين ماشين گلگيرهاي عقبشه که با يه قوص قشنگ بالا اومده و کاملا قدرت بر و بازو رو بيان ميکنه (100% مطمئنم نظر تمام آمريکايي بازها همينه). قشنگي هاي اين ماشين توصيف کردني نيست. بهتره خودتون ببينيد.

براي اينکه مطلب دقيقتر باشه اجازه بديد مشخصات فني دوج چلنجر رو خودم ننويسم (آخه من بيشتر با بنز آشنايي دارم). از اينجا به بعدِ اين متن رو از يه سايت معتبر گرفتم و خودم يه چيزهايي بهش اضافه کردم. اسم سايت هم نميگم که باقي مطالبم لو نره. فقط همينقدر که صداقت داشتم و گفتم که کپي کردم خيليه.
دوج آخرين شرکتي بود که در دهه ي 70 پا به عرصه رقابت مدلهاي کامپکت گذاشت. اما با عرضه يک محصول کامل و مطمئن يعني دوج چلنجر .
چلنجر کار خود را با نمونه ي رام شده موتور 440 six pack و همچنين موتور 426 HEMI آغاز کرد. رقيبان چلنجر در آن روزها تنها مي توانستند آرزوي توليد با چنين موتورهايي را در آغاز عرضه داشته باشند. (البته تو اين مورد دور مرسدس بنز رو يه خط قرمز و کلفت بکشيد. اين چيزها واسه کمپاني دايملربنز اسباب بازي بوده. انشا... بعدا براتون رکورد شکني هاي دايملربنز رو مينويسم تا باور کنيد که اين ها اسباب بازي هم نبوده )
دوج چلنجر در آغاز بر اساس پلتفرم پليموث باراکودا شکل گرفت اما براي ايجاد فضاي داخلي بهتر فاصله بين چرخها دو اينچ افزايش يافته بود. چلنجر از ابتدا در هر دو مدل هاردتاپ (با سقف آهني) و کانورتيبل (سقف جدا شونده که معمولا از برزنت ساخته ميشه) توليد مي شد. مدلهاي برجسته و اسپرت چلنجر با کد (R/T (Road/Track شناخته مي شدند البته هم مدلهاي پايه و R/T مي توانستند به اپشن لوکس ويژه ي SE مجهز شوند. پکيج SE شامل صندلي ها با روکش چرم ، وينيل (نوعي پلاستيک) سقف و شيشه ي عقب کوچکتر بود. چلنجرهاي R/T استاندارد ابتدا با انجين 383 به قدرت 335 اسب بخار توليد مي شدند. در اپشن R/T دو موتور 440 وجود داشت. يکي مدل مجهز به کاربراتور چهار دهانه به قدرت 375 اسب بخار و ديگري مدل سه کاربراتور Six Pack به قدرت 390 اسب بخار( از اين مدل 2035 دستگاه به فروش رسيد) در بالاي ليست مدل تواناي 426 HEMI به قدرت 425 اسب بخار قرار داشت( از اين مدل 356 دستگاه به فروش رسيد) اين مدل همچنين نياز به اضافه پرداختي معادل 1228 دلار را داشت. مدلهاي 440 و HEMI به طور استاندارد با گيرباکس اتوماتيک عرضه مي شدند. البته در آپشن چلنجر يک جعبه دنده چهارسرعته ي دستي نيز وجود داشت. که در آن ضريب دنده ها از 3.23 به 1 به 4.10 به 1 رسيده بودند. به همراه آپشن لغزش محدود. همه ي مدلهاي R/T مجهز به سيستم تعليق سفت تر از مدلهاي عادي بودند. و نيز مدلهاي 440 و HEMI به رينگهاي 15 اينچي سري 60 مجهز بودند. اگرچه بعضي آپشن هاي مهم مثل PowerSteering (همون فرمون هيدروليک) و ديسک ترمزهاي جلو همچنان به صورت سفارشي قابل نصب بودند. درپوش موتور مدلهاي R/T استاندارد مجهز به دو HoodScoop (هواکش) بود که البته به طور مستقيم سيستم تصفيه هوا را تغذيه نمي کردند. تنها با پرداخت 97 دلار خريداران مي توانستند ShakerScoop سفارش دهند که روي فيلتر هوا نصب شده و اين عمل را به خوبي انجام مي داد. اين قطعه به خاطر ايجاد لرزش در موتور در زمان کارSHAKER ناميده مي شد. از بعضي از مشکلات موجود در چلنجر مي توان به ميدان ديد کم در جلو و بزرگ به نظر رسيدن بيش از حد اتاق اشاره کرد. (به نظر من بزرگي چلنجر قشنگش کرده. اگه اندازه رنو5 بود که خيلي زشت ميشد.)
ولي دوج حقه هاي ديگري هم در آستين داشت. براي شرکت در مسابقات کلوپ اتومبيلهاي اسپرت آمريکايي (Trans AM) يک مدل خياباني از ورژن اسپرت چلنجر توليد کرد.(همانند کاري که با توليد پليموث BARA Cuda انجام داد.) که اين مدل دوج چلنجر (T/A Trans Am) ناميده شد. اگرچه مدل مسابقه اي چلنجر از موتور تغيير يافته ي 340 استفاده مي کرد، براي مدل خياباني از سه کاربراتور دو دهانه بر روي يک منيفولد الومينيمي Edelbrock استفاده کرد. که اين انجين 340 Six Pack ناميده مي شد. دوج قيمتي معادل قيمت 340 معمولي 290 اسبي بر روي مدل 340 Six Pack گذاشت.(تقريبا قيمتي در حدود يک کاماروي Z28 و يک موستانگ Boss 302 ) قدرت واقعي اين مدل به 350 اسب بخار مي رسيد. تنفس اين مدل با استفاده از يک AirScoop که قالب گيري شده و در جاي خود محکم شده بود انجام مي گرفت. در پوش موتور نيز به رنگ مشکي مات و از جنس فايبرگلاس بود. سيستم مافلر استاندارد جاي خود را به يک اگزوز دوبل با محدوديت پايين در زير بدنه داده بودند. که با لوله هاي خروجي معروف به بلندگو! مسير خود را به زير رکاب خودرو و دقيقا جلوي چرخهاي عقب ادامه مي دادند. يک جعبه دنده ي سه سرعته ي TorqueFlite با ضريب دنده هاي 3.55 به 1 و 3.90 به 1 و نيز PowerSteering مهيا بودند. ترمزهاي جلو به صورت استاندارد ديسکي بودند. سيستم تعليق ويژه اي به نام رالي نيز بود که از قطعات تقويت شده به اضافه ي فنرهاي عقب با انحناي بيشتر استفاده مي کرد. چلنجر T/A از جمله خودروهايي بود که در نخستين سال توليد از سايزهاي متفاوت تايرهاي جلو و عقب بهره مي برد.E60*15 براي چرخهاي جلو و G60*15 براي چرخهاي عقب. زاويه ي ايجاد شده در چرخهاي عقب خودرو به اندازه ي کافي بود تا نگهدارنده هاي قطعات عقب خودرو ، خروجيهاي اگزوز ، زيررکابي ها، طرحهاي گرافيکي روي بدنه و نيز اسپويلر(باله روي صندوق عقب) انتهاي خودرو قابل نصب باشند. داخل خودرو به طور کامل دست نخورده و مشابه مدلهاي استاندارد بود. متاسفانه چلنجر T/A مدل چندان قابل رقابتي نبود و مدلهاي خياباني از به هم خوردن تعادل چرخهاي عقب در پيچهاي سريع رنج مي بردند. اما شتاب فوق العاده  چلنجر و طي مسير 400 متر در 14 ثانيه مي توانست باعث غرور هر خودرويي با انجين بلوک کوچک شود. آپشن T/A تنها در سال 1970 و تا زمان حضور دوج در رقابتهاي ترانس ام توليد مي شد.
ميزان توليد:
مدل پايه: 53337 دستگاه
مدل T/A:2142 دستگاه
R/T کوپه:12747 دستگاه
R/T کانورتيبل : 1070 دستگاه
RT/SE کوپه:3679 دستگاه
موتورها:
225 اينچي 6 سيلندر خطي به قدرت 145 اسب بخار
340 V8 يه قدرت 275 اسب بخار در دور موتور 5000 و گشتاور 340 پاوندفوت در دور موتور 3200
T/A 6+340 به قدرت 290 اسب بخار در دور موتور 5000 و گشتاور 345 پاوندفوت در دور موتور 3400
383 به قدرت330 اسب بخار
426 HEMI به قدرت 425 اسب بخار در دور موتور5000 و گشتاور 490 پاوندفوت در دور موتور 4000
440 V8 به قدرت 375 اسب بخار در دور موتور 4600 و گشتاور 480 پاوند فوت در دور موتور 3200
6+440 V8 به قدرت 390 اسب بخار در دور موتور 4600 و گشتاور 480 پاوندفوت در دور موتور 2300
عملکرد:
T/A: 0 تا 60 مايل در 5.9 ثانيه و مسافت 400 متر در 14.5 ثانيه و با سرعت 99.6 مايل بر ساعت
R/T 6+440: 0 تا 60 مايل در 6.2 ثانيه و مسافت 400 متر در 13.7 ثانيه و و حداکثر سرعت 105 مايل بر ساعت

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 11:15  به دست علی ب| نظر يادتون نره!  | 

AlfaRomeo Mille Miglia 1936

باز هم من با يه شرکت خودرو ساز قديمي و يه ماشين مسابقه اي قديمي اومدم که به شما اطلاعات بدم. اون هم از نوع  عتيقه. يعني با اينکه قديميه و منسوخ شده اما ارزش زيادي داره.
کپماني آلفارومئو(AlfaRomeo) که در سال 1910 در شهر ميلان و در کشور ايتاليا تاسيس شد و هنوز هم سر جاش هست و به ساختن ماشين هاي مسابقه اي و غير مسابقه اي مي پردازه، در سال 1936 يه ماشين مسابقه اي  به نام Mille Miglia مدل 8C2900 ساخته که به زمان خودش عالي بوده و اگه هنوز هم نمونه اي از اين ماشين باشه واقعا عاليه.
اين ماشين خوشکل و زيباي اسپرت دو نفره (Roadster) که اين پايين عکسش رو مي بينيد، يه موتور هشت سيلندر خطي با حجم سيلندر 2900cc و قدرت 180 اسب بخار و يه گيربکس چهارسرعته دستي داره که به وسيله اونها ميتونه به سرعت 140Mph يا 255 کيلومتر بر ساعت برسه.
شاسي اين ماشين از پروفيل قوطي شکل ٳاخته شده و سيستم تعليقش که داراي بازوان دنباله دوقلو و فنر هاي مارپيچ در جلو و محورهاي موزون و فنرهاي تخت عرضي در عقب است امکان حرکت راحت در پستي و بلندي ها رو ميده. ترمزهاي اين ماشين از نوع درام (يا همون کاسه و کقشک) است که به صورت هيدروليکي عمل ميکنه.

درضمن نظر يادتون نره. اگه بدونيد وقتي نظر ميديد، از خوشحالي چيکار ميکنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 20:0  به دست علی ب| نظر يادتون نره!  | 

BMW 2002 Turbo

به به! «ب ام و- 2002 توربو». عشق ماشين بازهاي قديمي
اگه دقّت کرده باشيد کسانيکه از قديم ماشين باز و عاشق سرعت و شتاب زياد بودند، توي بهترين خاطره هاشون از BMW 2002 تعريف مي کنند.
اين کوچولوي تر و فرز که همتون کم و بيش باهاش آشنايي دارين از سال 1971 تا 1974 توليد شد و تو همين مدت کوتاه تو سراسر دنيا طرفدارهاي خيلي زيادي پيدا کرد.
ظاهرش هم که همگي ميشناسيد و نيازي به توضيح نداره. اگه آشنا نيستيد هم ميتونيد چشم مبارکتون رو کمي به سمت پايين تغيير جهت داده و عکسش رو مشاهده کنيد.

یکی از قشنگی های «ب ام و» اینه که درز درب کاپوت و درب صندوق عقب تو هیچ کدوم از مدل ها معلوم نیست و من با این حالتش خیلی حال میکنم.
اگه توی عکس ها دقت کنید هم میتونید ببینید که درز درب دقیقا زیر زه قرار گرفته و باعث میشه که ماشین یه تکه به نظر برسه.
یکی دیگه از قشنگی هاش هم اصالت سیبیلشه که تو همه مدلهای BMW بوده و هست.

البته دوتا توضيح کوچيک داره: اول اينکه اتاق اين اتومبيل دو نوع دودر و چهاردر داره و دوم اينکه مدلهاي 1971و1972 چراغ عقب هاي دايره اي قشنگي دارند که تو مدلهاي 1973 و 1974 به مستطيل تبديل شدند.

مشخصات فني BMW 2002 اين کوچولوي زيبا به اين شرح است: موتور چهار سيلندر خطي با ميل بادامک و سوپاپهاي بالاسري و حجم سيلندر 1990cc داره که بعضيها ميگن 2002cc حجم داره.(هردو درسته. در اصل بايد 2002 سي سي باشه اما تو عمل فرق کرده و 1990 سي سي از آب در اومده). قدرت اين موتور پر طرفدار و دوست داشتني 170 اسب بخاره که به کمک يه گيربکس دستي چهار سرعته اين کوچولوي زيبا رو به حداکثر سرعت 209 کيلومتر در ساعت ميرسونه.(البته اين رو بگم که BMW سواري از بنز سواري سخت تره و يه رانندگي درست و اصولي لازم داره. عدّه زيادي رو ديدم که براي رسيدن به اين سرعت با BMW2002 بهش فشار آوردند و بعد از رسيدن به سرعت 150~160 موتور سوزوندند.با اين حال بعد از سي و چند سال، هنوز هم تو مسابقات رالي از BMW2002 استفاده ميشه)
شاسي اين اتومبيل از فولاد يکپارچه ساخته شده که روي يه سيستم تعليق عجيب و غريب قرار گرفته. سيستم تعليق اين خودرو مستقل هست و شامل ميله هاي مک فرسون، جناغي هاي زيرين و ميله ضد دوران در جلو و در عقب هم بازوان نيم خيز، فنرهاي مارپيچ و ميله ضد دوران. ترمزهاي اين کوچولو هم در جلو از نوع ديسکی خنک شونده و در عقب از نوع کاسه اي (درام) است.

به هرحال که ماشين خيلي خوب و نازيه.

درضمن نظر يادتون نره. اگه بدونيد وقتي نظر ميديد، از خوشحالي چيکار ميکنم. اينجوري ميشم
تا مطلب بعدي خدانگهدار.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 19:49  به دست علی ب| نظر يادتون نره!  | 

Pontiac GTO 1967

يکهزار و نهصد و شصت و هفت سال پس از ميلاد مسيح(ع) خودرويي به نام پونتياک GTO به زير اين گنبد گردون پاي نهاد.

اين خودروي غول پيکر پيشرانه اي با هشت سيلندر به ظرفيت 4260cc را در بطن خود نهان مي داشت که اين پيشرانه سوپاپها را در بالاي سر خويش جاي داده بود. وي با کمک گرفتن از اين پيشرانه ميتوانست به اندازه 335 اسب بخار قدرت از خويش نشان دهد. خودروي مذکور به منظور انتقال قوه محرکه به چرخها از يک جعبه دنده دستي بهره مي جست که تنها سه سرعت را مي هِليد(البته مثل عکس پایین اتوماتیک هم داشت).وي ميتوانست به کمک اين امياء و احشاء مذکور، بر سرعتي بالغ بر دويست هزار گز بر ساعت (200Kmh) دست پيدا کند.

در بنياد(شاسي) آن قاب هايي پولادين و در پيرامون قرار گرفته بود. اين خودرو بر فنرهايي مارپيچ (به اصطلاح الوات آن ازمنه: فنر لول) و ضربه گيرهايي دوربين مانند (به اصطلاح مهندسين اين ازمنه: تلسکوپي) که هريک بطور مستقل انجام وظيفه مينمودند، معلّق بود و در پستي ها و بلنديها همچون شتري که بر صحرا ره مي پيمايد به نرمي و راحتي گام برميداشت. تمام ترمزهاي اين اوتول از نوع کاسه اي بودند. نقوشي از اين خودرو در فوق و ذيل قرار گرفته که به نظر شما ميرسد.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 17:24  به دست علی ب| نظر يادتون نره!  | 

BMW 328-1937

چون اين ماشين خيلي قديميه و من اون زمان نبودم، خاطره اي ندارم که براتون بنويسم.فقط مشخصات فني اون رو مينويسم که بخونيد.
اين ماشين کوچولو و جمع و جور از محصولات کارخونه BMW است و اين رو از جلو پنجره اش هم ميشه فهميد. بعضي ها اعتقاد دارن اين جلو پنجره که تو همه مدل هاي «ب ام و» بوده و هست نماد سيبيل هيتلره. بدنه اين ماشين توضيح خاصي نداره که بگم .ميتونيد خودتون تو عکس ببينيد، اما شاسي اون توضيح داره که بعدا ميگم.
موتورش هشت تا سيلندر 1971 سي سي داره که به صورت خطي کنار هم قرار گرفته اند.سوپاپ ها و ميل بادامک سوپاپ هاش هم بالاي موتور و توي سرسيلندر قرار دارند. اين موتور حجيم حداکثر 80 اسب بخار قدرت توليد ميکنه. گيربکسش هم 4 سرعته دستيه. شاسي اين اتومبيل به صورت نردباني با اجزاي لوله اي و از جنس فولاد ساخته شده.سيستم تعليق مستقل اين خودرو فنر هاي تخت عرضي در جلو ومحور انتفال نيروي رانش و فنرهاي تخت نيمه بيضوي درعقب است. ترمزهاي اين ماشين از نوع درام (همون کاسه و کفشک) است. حداکثر سرعتي هم که ميتونه بره 100mph يا 161 کيلومتر برساعته.


+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 21:1  به دست علی ب| نظر يادتون نره!  | 

Austin mini - Mini Miner

سال 1906 بود که تو شهر لانگ بريج انگلستان(Long bridge) شرکتي به اسم Austin تاسيس شد و تا همين الان که اين مطلب رو مي خونيد سرجاش هست و به ساختن ماشين هاي سواري مشغوله. مدل هاي سال 1922 و 1948 و1958 اين کمپاني خيلي معروفه. اما مدل 1959 اين کارخونه به نام Austin Mini که به ميني ماينر(Mini Miner) مشهور شد، از همه اين مدلها معروفتره(چون مستربين هم ميني ماينر سوار ميشه).

مینی ماینر

اگه از مشخصات فني (Austin mini) ميني ماينر بپرسيد بايد بگم: موتورش 4 سيلندر خطيه که هر سيلندرش 848 سي سي حجم داره و سوپاپ هاش هم بالاي موتور قرار داره. اين موتور ريزه ميزه فقط 34 اسب بخار قدرت توليد ميکنه و اين کوچولوي بامزه رو به سرعت 116 کيلومتر بر ساعت ميرسونه. سيستم تعليقش مستقله با فنر هاي مخروطي لاستيکي و يه سري بندو بساط ديگه که زياد مهم نيست. ترمزهاي هر چهارچرخ اين ماشين هم از نوع کاسه و کفشکه. اتاقش هم که ديگه همتون ديديد و لازم نيست بگم که دودره و برای نشستن چهار نفر جا داره. اين نکته رو بايد بگم که اين ماشيني که تو ايران بعضيها اون رو به تمسخر ميگيرند، حاصل تلاش هشت ساله ي يه گروه بزرگ تحقيقاتي انگليسي بوده.
چند سال پيش (دقيقا يادم نيست ولي فکر ميکنم 2001 بود) تو روزنامه همشهري خوندم که شرکت ب ام و آلمان خط توليد اين کوچولو رو از شرکت Austin انگليس خريداري کرده تا با يه سري تغييرات اساسي به نام «ب ام و - ميني کوپر(BMW Mini Cooper)» به بازار بده. اتفاقا همين چند وقت پيش يکي از همون مدل هاي «ب ام و - ميني کوپر» آبي رنگ رو تو خيابون 17شهريور طهران ديدم که انصافا چيز خوبي بود.

مینی کوپر

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 14:40  به دست علی ب| نظر يادتون نره!  | 

Mercedes Benz 220 -W187

يادم مياد اون زمون (اون موقع که بچه بودم)، وقتي يکي مي مرد، يه پژوي 404 يا 504 استيشن سفيد رنگ يا يه فولکس ترانسپورتر دهه 1950(گاهي هم يه نيسان Junior يا نيسان پاترول) مي اومد و ميّت رو با خودش مي برد و هيچ کس هم ناراحت نمي شد (بجز ميت که تا قبرستون برسه از بس تکون تکون مي خورد، دل و روده اش مي اومد تو دهنش). اما حالا اينقدر توقع مردم رفته بالا که ديگه کسي اون ماشين ها رو نگاه هم نميکنه. خب معلومه! اگه من هم جاي ميّت باشم ترجيح ميدم با مرسدس بنز الگانس E240T برم قبرستون نه پژو 504 و نيسان!
الآن هرکس اين بنزهاي E240T رو تو خيابون مي بينه که داره ميّت ميبره،هوس مردن به سرش ميزنه. مردم اون قديم (سال1952) هم همين حس رو نسبت به نعش کش هاي W187-220 داشتند.همه اينها رو گفتم که پدرجد اون نعش کش هاي الگانس يعني «W187-220» رو معرفي کنم.

نعش کش مذکور يه اتاق ون مانند فولادي دودر داره که با در عقبش ميشه سه تا در.اين اتاق روي يه شاسي W187.011 سوار شده. داخل اين نعش کش زيبا اينقدر قشنگ چوبکاري شده که وقتي ميّت رو توش بگذارند، زنده ميشه ( البته روحش زنده ميشه نه جسمش). فاصله محور چرخهاي جلو از محور عقب (112 اينچ) 282.6 سانتيمتر، فاصله بين چرخهاي جلو (51.8 اينچ) 130.74 سانتيمتر، فاصله بين چرخهاي عقب (56.5 اينچ) 142.6 سانتيمتر، طول ماشين (196.7 اينچ) 496.5 سانتيمتر،عرض ماشين (71.9 اينچ) 181.5 سانتيمتر، ارتفاع از سطح زمين (9.8 اينچ) 24.73 سانتيمتر و ارتفاع خود ماشين (70.9) 179 سانتيمتره.
اين نعش کش خوشکل يه موتور 6 سيلندر خطي داره که 4 ليتر روغن توش جا ميشه و هر کدوم از سيلندرهاي 2195 سي سي اون دوتا سوپاپ بيشتر نداره. ميله گردنده اي که سوپاپ ها رو جابجا مي کنه (فکر ميکنم اسمش ميل بادامک باشه) بالاي موتورش قرار داره.يه کاربراتور دو دهنه Solex30PAAJ هم، کار رسوندن سوخت به سيلندرها رو انجام ميده. باک بنزينش هم 17 گالن يا 76.5 ليتره. با همه اين تفاسير موتورش تو دور 4850 دور در دقيقه 80 اسب بخار قدرت داره و گشتاوري(تورک) به اندازه 106lb_ft تو دور 2500Rpm توليد مي کنه که از پيکان بيشتره(پيکان سواري1600 حداکثر قدرتي حدود 68 اسب بخار داره).خب اون قديم همه چيز اينقدر پيشرفته نبود.باطري اون هم مثل چيزهاي ديگه اش که پيشرفته نبود يه باطري 6 ولتي با ظرفيت جريان دهي 75 آمپر/ساعت بود.(البته ولتاژ باطري ربطي به پيشرفته بودن يا نبودن نداره، فقط واسه خالي نبودن عريضه يه چيزي گفتم.)
گيربکسش 4 دنده دستيه که با دنده عقب ميشه 5 تا دنده و دسته دنده اش هم کنار فرمونه. اگه نسبت هاي تبديل گيربکسش هم ميخواهيد ايناهاش:"Ratios: 1st: 3.68:1; 2nd, 2.25:1; 3rd, 1.42:1; 4th, 1.00:1". سيستم تعليق اين ماشين روي هر چهارچرخ فنرهاي مارپيچ (به اصطلاح لاتي: فنر لول) که کمک فنرهاي روغني وسطش قرار گرفته اند. شعاع دايره گردش اين ماشين 39.4 فوت يا 1.2 متره و فرمونش از انتهاي سمت راست تا انتهاي سمت چپ ۷۵/۲ دور مي چرخه (براي اطلاع بگم که فرمون ماشين هاي امروزه مثل پژو،پرايد و پيکان سه ونیم دور ميگرده).
ترمزش روغنيه با لنت هاي (9.4 اينچ) 23.7 سانتيمتري.(ديسکي يا کاسه اي بودنش رو نميدونم. چون تو کاتالوگش چيزي در اين باره ننوشته.). اندازه چرخهاش هم 4.5x15 اينچه.


چيزي که مطمئنا دوست داريد بدونيد اينکه: حداکثر سرعتش 120 کيلومتر بر ساعت و شتاب 0 تا 100 کيلومترش 25 ثانيه است(همين شتاب و سرعت براش کافيه ديگه! مگه ميّت مي خواد تو مسابقه رالي شرکت کنه؟).چيز ديگه اي که الآن تو ايران اهميّت زيادي پيدا کرده مصرف سوخته (مصرف "سوخته" چيه؟ اين حرفها زشته!). مصرف سوخت اين نعش کش تو جاده و اتوبان 16 ليتر و تو مسيرهاي شهري 20 ليتر تو 100 کيلومتره که با اين وضع بنزين فکر نميکنم ماشين مقرون به صرفه اي براي اموات باشه.
راستي لوازم اضافه اش يا به قول فرنگي ها "Optional Equipment" رو نگفتم. يه راديوي Becker Monaco که آنتنش برقيه و يه جفت پروژکتور جلو کل لوازم اضافه سفارشي اين ماشينه. انشاا... که حالا حالاها نعش کش و آمبولانس لازمتون نشه. خدانگهدار

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 11:9  به دست علی ب| نظر يادتون نره!  | 

مرسدس بنز 300SL


شرکت مرسدس بنز در ابتدا خودروي 300SL را به عنوان يک خودروي اسپرت مسابقه اي گسترش داد، اما سرانجام آن را به عنوان خودروي جاده اي از نوع «سوپر خودرو» به توليد انبوه رساند. 300SL نه تنها با مشخصات مکانيکي اش، بلکه با طراحيزيباي بدنه اش اين ميدان جديد را هم به دست آورد.هر قطعه سدان 300 مدل 1951 به خودروي اسپورت مسابقه اي جديد انتقال يافت. موتور،گيربکس،اکسل عقب و متعلقاتش، همگي براي اين منظور جديد بازسازي شده بودند. شاسي خودروي جديد، که با کد W194 مشخص مي شد، بي نظير و در اصول اوليه اش، هيجان انگيز بود.اين اولين استفاده از اصول چهارچوب چند لايه هواپيمايي در خودرو بود.

يک چهارچوب فضايي واقعي ،ترکيبي سه بعدي از لوله هاي نازک متصل به هم در نقاط تحت بارگذاري و فشار بالاست که هرلوله فقط تحت يکي از نيرو هاي کششي يا فشاري قرار مي گيرداما هرگز لازم نيست که نيروهاي خمشي يا پيچشي را تحمل کند.در خودروي 300SL مسئله اصلي تامين استحکام شاسي بود که فقط با داشتن ريل هاي کناري تضمين مي شد.براي سهولت ورود و خروج مسافران به کابين ، آستانه درهاي بزرگي نياز بود و از آنجا که طراحان نمي خواستند درها را از پايه شيشه جلو آويزان کنند، مجبور شدند از درهايي با لولاهاي بالايي در سقف اسفاده کنند. بنابر اين براي توجه هرجه بيشتر، مهندسان دايملر بنز، طرح Gull-Wing (بال عقاب) را براي درهاي مدل 300SL  ابداع کردند.


به هر حال در 1952 سه نوع متفاوت از مدل مسابقه اي 300SL وجود داشت. نوع اصلي درهاي خيلي کوتاهي داشت که فقط پنجره هاي کناري و قسمتي از سقف را دربر مي گرفت اما در مدل مخصوص مسابقه لومان ، با باز شدن هرچه بيشتر کناره هاي بدنه  به سمت پايين درها عميق تر شدند. بعد از اين سال براي استفاده عمومي در جاده ها ، بعضي از اين خودروها به صورت درها با لولاي جلو تبديل شدند.

 

 

براي به حداقل رساند ارتفاع و بهينه کردن مقاومت در برابر هوا، موتور 6سيلندر و بزرگ آن حدود 50 درجه به سمت عقب شاسي  چرخانده شد. درهمه مدل هاي 300SL سوخت به وسيله يک کاربراتور به موتور مي رسيد، در حالي که وقتي اين خودرو در سال 1954 ظاهر شد.با يک فرم اوليه از انژکتور(سوخت پاش) که توسط شرکت «BOSCH» ساخته شده و توسط نازل هايي سوخت را مستقيما به محفظه احتراق تزريق مي کرد مجهز شده بود.(ايران خودرو با اين همه ادعا، کمتر از 6-7 ساله که به انژکتور پي برده)

انژکتور بوش روی موتور 300SL


توجه به اين نکته ارزشمند است که مدل 300SL از 1954 تا 1963 براي فروش عمومي  با نام W198 توليد مي شد. در 1957 مدل کوپه Gull-Wing به مدل مرسوم تر Rodster تبديل شد. بعد ها مدل 300SL با تغييرات زيادي از لحاظ فني و تغيير شکل جلوي بدنه به خاطر کاهش مقاومت هوا با نام 300SLR به ميدان مسابقه آمد. ديگه زيادي نوشتم البته 300SLR ماجراي طولاني و قشنگي داره که انشاا... بعدا براتون ميگم.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 17:57  به دست علی ب| نظر يادتون نره!  | 

آقایی به اسم محمد نظراتی بس بلند بالا در مورد بنز فرموده اند که چون دیگه تو قسمت نظرها جایی رو نگذاشته بودند اینجا جوابشون رو در بعضی موارد که هم نظر نیستم مینویسم(همراه با نظرات ایشون).
قبل از هرچیز این نکته رو بگم که: بنز مثل اسبه و خیلی نازنازیه. باید نازش رو بکشی تا بهترین سواری رو بهت بده.
خب دیگه بریم ببینیم محمد آقا چی گفته:


براي خواندن ادامه نوشته اينجا کليک کنيد.
+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 18:11  به دست علی ب| نظر يادتون نره!  | 

1956 CHEVROLET CORVETTE ROADSTER

شورلت کوروت دو نفره مدل 1956

اون قديما چه خوب بود. ارزوني بود، راحتي بود،آسايش بود. آه جووني کجايي که يادت بخير.
با خان کالیفرنیا رفته بودیم ممالک کالیفرنیا سرکشی کنیم. یه چند روزی هم تو قلهک کالیفرنیا مهمون بودیم. بعد از سرکشی خان گفت بسه این بالاها رو دیدی بریم جاهای دیدنی دیارمون رو نشونت بدم. (این خیابون ها هم که الآن اسم همش عوض شده) از خیابون کورش کبیر(شریعتی فعلی) راهی شدیم به سمت کالیفرنیای سفلی تا رسیدیم به خیابون شاهرضا (انقلاب)، از اونجا هم رفتیم و رفتیم تا رسیدیم به میدون فوزیه که زيرگذرش رو ببينيم(نه! ميگم طهران نبود، کالیفرنیا بود، بگو خب). از ميدون فوزيه راه افتاديم به سمت دروازه دولاب و میدون شوش که از اونجا با ماشين دودي يه سري هم به اماکن زيارتي کالیفرنیا بزنیم و یه زیارتی بکنیم. می پرسی کجا؟ ري سيتي(مرقد شاه عبدالعظيم) این هم اسم خارجیش که فکر نکنی دروغ میگم RayCity.
همينطور که خيابون شهناز رو به سمت ميدون ژاله مي اومديم،يهو چشمم افتاد به يه شورلت کوروت قرمز مدل 1956، که به شيشه عقبش يه کاغذ چسبونده بود. دقت کردم ديدم نوشته:«اين اتول فروشيه».رفتم جلو سلام عليک کردم و گفتم: ميشه يه توضيحي درباره این اتول بديد تا ببينيم وضعيتش چه جوريه؟(اون قدیم به ماشین می گفتیم اتول). گفت: بله.شروع کرد به توضيح دادن که: گیربکسش اتوماتیکه ، دوتا سقف داره،رادیوش فابریکه،شیشه هاش برقی فابریک کارخونه است و...(اون موقع این جنگولک بازی ها کم بود). پرسیدم : این که گفتی دو سقف یعنی چی؟ گفت: یعنی یه سقف آهنی داره و یه سقف برزنتی، هرکدوم رو خواستی میتونی با باز کردن چندتا چفت و بست براحتی عوضش کنی. اگر هم نخواستی هیچکدوم رو نمیذاری.گفتم: خب قیمتش چنده؟ فروشنده هم که آوازه بی تعارف بودن من به گوشش رسیده بود، بدون هیچ تعارفی گفت: 79500 دلار. پولهام رو از جیبم در آوردم و شمردم.79450 دلار بیشتر نبود. فروشنده هم گفت یه شاهی پایین تر نمیآم(البته اونجا به شاهی میگفتند سنت). دیگه قسمت نشد که بخریم. خداحافظی کردیم و به راهمون ادامه دادیم.

هر کدوم از این عکس هارو دوست داشتید با اندازه ۱۶۰۰در۱۲۰۰ ببینید روی اون کلیک راست کنید و Save picture رو بزنید خودش بزرگ ذخیره می شه.

مسابقه بي سابقه: گذشته از این داستان های تخیلی، حدس می زنيد واقعا من چند سال دارم؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 22:38  به دست علی ب| نظر يادتون نره!  | 

شورلت ایمپالا (Impala SS Lowrider)


يادش بخير. انگار همين ديروز بود، ولي ديروز نبود که! سال 1963 بود. رفته بوديم تپه هاي عباس آباد يه آب و هوايي تازه کنيم و چند تا ماشين مدل بالا ديد بزنيم، اگه خدا قسمت کرد يکي هم بخريم.(البته عباس آباد طهران نه بلکه عباس آباد شيکاگو).
همينطور که تو خيابون عباس آباد شيکاگو (که الآن شده شهيد بهشتي) قدم مي زديم يهو يه شورلت ايمپالاي آبي (Impala SS Lowrider) چشمم رو گرفت. به بروبچ گفتم بریم تو ببینیم مزه دهنش چیه؟ رفتيم تو مغازه ببينيم کس و کارش کيه و باقي مراسم ...


Impala ss Lowrider

چون ما به قصد پيکنيک رفته بوديم و سر و لباس درست درموني نداشتيم، صاحب مغازه زياد تحويلمون نگرفت. ولي وقتي از جیبم يه دسته تراول چک درآوردم و نشونش دادم از اين رو به اون رو شد. ازش خواستيم برامون از مشخصات اون ماشين بگه، اون هم شروع کرد: موتور 6سيلندر 7500 سي سي V شکلش قدرتي داره که نگو و نپرس (ولي من پرسيدم و متوجه شدم که 300 اسب بخار قدرت داره)، فرمونش هیدرولیکه، تودوزيش فابريکه، يه دست رينگ اسپرت آلومينيومي 13x7 اينچي با يه لاستيک 20 اينچي داره .حرفش رو قطع کردم وگفتم خب اينها رو که دارم مي بينم، چيزهاي ديگه ش رو بگو . اين رو که گفتم خيلي تند و سريع رفت به طرف صندوق عقب. ترسيديم نکنه یه وقت چوبي چماقي چيزي در بياره بزنه تو سر وکله مون. در صندوق رو که باز کرد، ديديم چه سيستم غوغايي توشه. دوتا آمپلي فاير گردن کلفت با چندتا باطری که سری شده بودند تا ولتاژ بیشتری به آمپلی فایر برسه، چهارتا کپسول N2O که با يه نئون آبي نور پردازي شده بود(مي دونيد که N2O يا همون اکسيد نيتروژن به عنوان مکمل تقويتي سوخت عمل ميکنه و قدرت ماشين رو تو چند لحظه دو برابر ميکنه).ما که خيلي خوشمون اومده بود گفتيم ديگه چي داره؟ اين بار رفت و در موتور رو باز کرد(عجب موتوري!). تمام موتور آبکاري شده که اون هم با يه نئون آبي نور پردازي شده بود. به علاوه اينکه يه توربو شارژر و يه پمپ هيدروليک به چشم مي خورد. پرسيدم اين پمپ هیدرولیک به اين گردن کلفتي به چه دردي مي خوره؟ گفت : وايسا و نگاه کن. رفت نشست پشت فرمون و استارت زد( چه صداي موتوري داشت). موتور که روشن شد چندتا گاز داد و بعد يه دکمه رو فشار داد. تو کمتر از يه ثانيه ديديم ماشين نيم متر از زمين بلند شد. گفتم اين ديگه چه جورشه؟ گفت Lowrider يعني اين ماشين سيستم تعليق هيدروليکي داره، گذشته از حرکات نمايشي به درد خيلي جاها مي خوره. فقط دو سه هزار دلار پول اين پمپ و جک هاشه. گفتيم خب اگه بخواهيم ماشين رو تست کنيم بعد بخريم، ميتونيم؟گفت بله بفرماييد. نشستم پشت فرمون و راه افتادم. در عرض ۵/۶ الي 7 ثانيه سرعتش رسيد به 60مايل بر ساعت (البته اون موقع خيابون عباس آباد مثل الآن شلوغ نبود). زدم کنار و با لبخند گفتم : همه چيزش رو پرسيديم به جز قيمتش. فروشنده يه تعارف شاه عبدالعظيمي زد و گفت قابل شما رو نداره. از اونجا که ما اصلا اهل تعارف نيستيم گفتيم خيلي ممنون، سوار شديم و راه افتاديم.

 

اين يکي از خاطرات من در شيکاگو بود. اميدوارم خوشتون اومده باشه.( يه وقت فکر نکنيد دروغ گفتم!)

اگه از این سبک (توضیح دادن مشخصات ماشین با داستانی خیالی) خوشتون اومد تو نظرها بگید که از این به بعد این جوری بنویسم.اگر هم خوشتون نیومد تو نظرها بنویسید که به همون سبک خشک قبلی بنویسم.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 17:4  به دست علی ب| نظر يادتون نره!  | 

عشق اینه! بنز معماری

Mercedes Benz W114/W115


        اگه به لوگوي گوشه صفحه يه نگاهي بندازين متوجه ميشيد که من يکي از طرفدارهای پرو پا قرص مرسدس بنزم اونم W114 که تو ايران به بنز معماري معروفه.حالا مي خوام براتون از قشنگي هاي اين ماشين بگم تا بفهميد اصلا ماشين چيه؟

         طراحي و ساخت اين مخلوق خارق العاده در سال 1967تموم شد و بالاخره در سال 1968 متولد شد و به بازار اومد. این عروسک با نام یا همون شماره اتاق W114  تا سال 1972 تولید شد. اواسط سال  1972 بود که به سن بلوغ رسید و یه کم تغییر کرد و به اسم W115 تغییر نام داد و توليدش تا اواخر سال 1975 (بعضیا میگن اوایل 1976) ادامه داشت.

شاسي و اتاق اين اتومبيل از نوع W114 و W115 است و موتورهاي  -190-190D-200-200D-220-220D-230.4-230.6-250-280 رو ميتونيد روي اون ببينيد (البته درمورد اینکه هرکدوم این موتورها تو چه سالی روش نصب شدند و علاوه بر موتور چه ویژگیهای دیگه ای داشتند بحثش مفصله). همونطور که تو قسمت روش هاي نامگذاري توضيح داديم عدد سه رقمي نشان دهنده يک دهم حجم موتوره. مميزي که در انتهاي دو مدل 230.4 و 230.6 اومده نشون ميده که اين خودرو 4 سيلندره يا 6 سيلندره. اما تفاوت این دو مدل W114 و W115 تو چیه؟ اگه یه مقدار دقت کنید خودتون متوجه میشید. این دوتا عروسکی که توی عکس بالا میبینید از نوع W114 هستند. (یعنی همون اولی هاشن. اینم جشن تولدشونه) به چراغهای عقب، سپر جلو ، شیشه درب راننده، آیینه بغل ها و محل نصب پلاک دقت کنید. خب!؟ توی مدل W115 چراغهای عقب فرق میکنه و چهارتا خط برجسته بزرگ روی طلقش داره(که الان اکثرا از اوناست)! سپر جلوی W115 لاستیکش دو قسمته و پلاک وسط سپر نصب میشه! شیشه درهای جلو هم اینطوری دو تکه نیست و لچکی (همون مثلثه که میگرده و باز میشه) رو نداره! بلکه فقط یه شیشه داره! توی مدلW114 آیینه بغلها پایه دارن و روی بدنه بسته میشن، اما توی مدل W115 آیینه ها مستقیما گوشه شیشه بسته میشن!(برای مثال شبیه آیینه پراید) زه های دور شیشه و سفقش هم یه مقداری فرق داره!

W115

      سيستم تعليق این دلبر قشنگترین قسمتشه! تعلیق مستقل جلو و نيمه مستقل عقب که شامل ديفرانسيل سه تکه و فنر هاي مارپيچ و کمک فنر های گازیه (البته گازی-روغنی) به اين اشرف ماشین ها این امکان رو ميده که تو پستي و بلندي ها هرچرخ به صورت مستقل عمل کنه و حتي در بدترين شرايط از کج شدن ماشین به سمت گودي جلوگيري کنه. نکته بسيار جالب ديگه اي که تو سيستم تعليق عقب اين خودرو ديده ميشه سيستمیه که باعث ميشه ارتفاع ماشین به طور خودکار تو سرعت هاي بالا کاهش پیدا کنه تا فرمون گيريش آسونتر بشه.(قابل توجه اونایی که پیکان رو ارتفاع میزنن) مزيت ديگه ای که اين سيستم داره اینه که موقع هنگام پر بودن صندوق عقب و سنگين بودن عقب ماشين چرخ ها کمي تغيير زاوي داده و از هم باز ميشن ( \ــــــoــــــ/ ) تا با افزايش فاصله چرخ ها از لمبر زدن ته خودرو جلوگيري بشه.

 یه نکته جالب این که چرخهاش با 5تا پیچ روی دیسک بسته میشه نه با مهره! مزیّتش هم اینه که هم فشار بیشتری رو تحمل میکنه و توی شتابگیریهای سریع یا ترمز گرفتن های شدید آسیب نمیبینه! هم اینکه پیچ وقتی سفت میشه و دوباره باز میشه بهش فشار میاد و استحکامش رو از دست میده! اینطوری میتونید هرچندوقت یه بار پیچها رو تعویض کنید که خیالتون راحت باشه! نه! اصلا فکر اینو نکنید که پیدا کردن سولاخ(سوراخ) پیچ ها کار سختیه!! چون دسته زاپاس بندش بهتون کمک میکنه که این کار رو راحتتر انجام بدید.

    فرمونشو بگم! سيستم فرمون اين خودروی زیبا که از همون روش میله مارپیچ استفاده میکنه، بين دو چرخ جلوش يه فنر و کمک فنر داره که باعث ميشه با افتادن يکي از چرخ هاي جلو تو چاله يا رفتن سنگ زير چرخ، فرمون به اين طرف و اون طرف کشيده نشه.(کسایی که پيکان،هيلمن و امثال اون رو سوار ميشن با اين مشکل آشنا هستند و گاهي از خستگي گردن و کتف گله مي کنند ولي دليلشو نميدونن.).جعبه فرمونش در نوع معمولي (غير هيدروليک) طوري تنظيم شده که با نيروي کمي به راحتي ميگرده(در حالت درجا از پيکان نرمتر و از405 فقط کمي سفت تر و در حال حرکت ازفرمان 405 هم نرمتره!).(هيدروليکش که يه چيز ديگس). مصرف سوختش تو مدل220(مدل هاي ديگه رو دقيقا نميدونم) 12ليتر در 100Km شهري و 9 ليتر در 100Km جاده ايه که تقريبا نه، بلکه دقيقا با 405 و سمند و پرشیا برابري ميکنه.

        پدال گازش برخلاف همه ماشینها که باسيم به دريچه گاز موتور وصل ميشن به کمک چند اهرم فلزي به دريچه گاز کاربراتور ميره که باعث سفت نشدن پدال گاز پس از چند سال و افزايش بيش از حد طول عمرش ميشه. نکته قابل توجه ديگه توی اين ماشین سيستم ترمز دو مدارشه(به صورت ضربدری)  که در صورت بريدن يا نقص يکي از چرخ ها فقط ترمز دوتا چرخ از کار مي افته (و یه چراغ قرمز روشن میشه که میگه ترمز خالی کرده یا ترمز دستی آزاد نشده یا ساسات بالاست) نه هر چهارتا چرخ! حالا راننده به جای اینکه بره ته دره یا بزنه 101نفر رو ناکار کنه، ميتونه با همون دوتا ترمز خودرو را متوقف کند. بد نيست اين هم بدونيد که هر چهار ترمز اين خودرو از نوع ديسکي خنک شونده است. اين خودرو ترمز دستي به اين صورت که مي شناسيد نداره،بلکه علاوه بر پدالهاي گاز ترمز و کلاچ در انتهاي سمت چپ یه پدال کوچیک ديگه وجود داره که کار ترمز دستي رو میکنه. با فشار دادن اين پدال چرخ هاي عقب قفل شده (و همون چراغ قرمز روی صفحه روشن میشه!) و براي آزاد کردنش کافيه ضامني که روي داشبورد و در سمت چپ فرمان قرار داره رو بکشيد تا پدال به جاي قبلیش برگرده و قفل چرخ ها آزاد شه.

          سيستم جالب ديگه که در نقشه سيمکشي برق اين زیبارو وجود داره اينه که به محض روشن شدن موتور برق استارتر قطع شده و مانع از درگير شدن دنده استارتر با فلايويل(Fly Wheel) و در نتيجه از بين رفتنش مي شه.اگه هنگام استارت زدن اتومبيل هاي ديگه سوييچ رو بيش از حد نگه داريد حتما صداي خرد شدن دنده استارتر رو میشنوید. (حتي پژو405 و پرشيا که مثلا بهترين ماشين های ايران خودرو هستن) واسه همین اگه ناشی بودید و ماشین زیر پاتون حاموش شد و دیگه روشن نشد نترسید. کافیه سوییچ رو ببندید و دوباره باز کنید. تازه! دنده استارترش هم به صورت جقجقه ای عمل میکنه که این مشکل پیش نیاد. بالاخره جقجقه هم بعد از چندسال ممکنه جرم بگیره و بر اثر کثیفی از کار بیافته. واسه اینم فکر شده!!!!! اونجایی که دنده به سر شفت استارتر وصل میشه یه حالت مارپیچ ساخته شده که اگه به صورت معکوس بگرده (موتور روشن بشه و دورش از استارتر بیشتر بشه) از جاش خارج میشه و با استارت زدن بعدی دوباره میره سرجاش!!!!!!

            تا حرف سیم و سیمکشی تموم نشده اینم بگم که یه سیستم خیلی جالب دیگه هم توی سیمکشی این ماشین وجود داره که ممکنه خیلیها ازش خبر نداشته باشن! اون سیستم جالب اینه که کویلش قویتر از حد نیاز درنظر گرفته شده (که جرقه های قویتری بزنه) و به وسیله یه مقاومت آجری  محدود شده! (اگه یه کم اونطرفتر از مخزن شیشه شور فابریکش که کنار باطریه نگاه کنید یه آجر کوچیک سفید رنگ میبینید که دوتا سیم بهش وصله) خب لابد میپرسید چرا قویتر ساختن که مجبور بشن محدودش کنن؟ جواب اینه که وقتی شما سوییچ رو میگردونید که استارت بزنید، قبل از روشن شدن ماشین، اون مقاومت از مدار خارج میشه و کویل با بیشترین قدرتش برق رو به سر شمعها میفرسته که جرقه قویتری بزنه و ماشین راحتتر روشن بشه! وقتی ماشین روشن شد دوباره اون مقاومت میاد و کویل رو به حد نرمالش میرسونه که هم مصرف برقش کمتر بشه و هم مهمتر از اون شمعها خراب نشن! حرف کوی و اینا شد، اینم بگم که یه پوشش لاستیکی روی دلکوی این ماشین هست که درصورت برق دزدی اجازه نفوذ جرقه به جاهای دیگه رو نمیده که باعث آتش سوزی بشه!

بازم براتون از سیمکشیش بگم! برای اینکه توی ماشین قشنگتر باشه و زیاد شلوغ نشه تعداد کلیدهای استفاده شده خیلی کمه! فقط یه کلید برای گرمکن عقب داره(که بیرون کشیدنیه) یه کلید هم برای فلاشر داره (اونم بیرون کشیدنیه) و یه کلید هم روی بخاریش داره!(که چرخوندنیه) یه کلید هم برای چراغهاش داره! اون کلیدی که برای چراغها داره خیلی باحاله! یه پله که در جهت ساعت بگردونید چراغهای کوچیک روشن میشه! یه پله دیگه بچرخونید چراغهای بزرگ روشن میشه! حالا توی هرکدوم از این سه حالت اگه اونو به بیرون بکشید مه شکن (قسمت پایین چراغ) روشن میشه! گفتم چراغ! نکات بسیار زیبایی توی چراغهاش وجود داره! اول چراغ جلو: چراغ جلوش همونطور که همتون دیدید سه قسمت داره که همش توی یه قاب قرار گرفته. قسمت بالاش برای راهنما و فلاشره، قسمت وسطش چراغهای اصلیه که چراغهای پارک هم توی همونه و قسمت پایینش مه شکنه! اما نکته جالب توی چراغهای عقبش اینه که هیچ لامپ دوکنتاکتی توی بنز پیدا نمیشه!(بجز لامپ بزرگ جلو) مزیتش هم اینه که وقتی چراغ کثیف باشه (یا طلقش ایرانی باشه و مات بشه) تشخیص دادن تغییر میزان نور مشکل میشه و خطر تصادف از عقب رو زیاد میکنه! اما اینطوری راننده پشت سر میبینه که یه چراغ دیگه روشن شد و به سرعت تصمیم میگیره! توی این چراغهای عقب پستی و بلندی های حساب شده ای داره که باعث میشه نور یکنواخت بشه و مثل بعضی ماشینا (نمیگم پراید و پژو و حتی شورلت و...) موقع روشن شدن چراغ لامپش معلوم بشه و هم زشت بشه هم چشم رو اذیت کنه! خب داشتم از کلیدهاش میگفتم. برای بوق زدن که کافیه دست مبارکتون رو روی مستطیل وسط فرمون فشار بدید تا بوق قشنگش به صدا در بیاد (این بوقهایی که پیکان بازها به اسم 1011 روی پیکانشون میبندن بوق فابریکه بنزه!). برای زدن برف پاککن همون کاری رو میکنید که موقع بوق زدن توی پیکان میکنید. برای تعیین سرعت برف پاککن یه کلید فسقلی روی دسته راهنما هست که برای اینکار کمکتون میکنه!

خب چیزی که همه جوونهای امروزی دوست دارن سیستم صوتیه! سيستم صوتي فابريک این ماشین یه دستگاه راديو FM/AM و پخش کاست Becker است که شکل کليدها ، ولوم و تنظيم کننده موجش با کليد چراغها ،بخاري،فلاشر و... هماهنگه. بلندگوش هم یه باند خربزه ایه کوچیکه که وسط داشبورده و تو مدلهای سفارشی یدونه هم عقبش داره! (این عکس مال مدل W109 بوده، اما مال این هم رادیوش همینه!)

 بخاري و کولر اين خودرو هم قابليت انتقال هواي گرم بخاري و هواي خنک کولر(تنها با حرکت دادن يک اهرم) به قست عقب براي سرنشينان عقب رو داره.(البته کولر رو همه مدلهاش نداره)

Becker monaco Radio


ارتفاع زياد چرخ ها و ارتفاع کم کف خودرو گذشته از این که باعث میشه توی پستی وبلندی نرمتر حرکت کنه، باعث شده توی کابينش سقف بلند و فضاي دلبازی داشته باشه. اين بلندي سقف امکان بلند بودن ارتفاع صندلي رو میده و توش رو راحتتر میکنه. از راحتيش هرچی بگم کم گفتم (به قول بابابزرگم که 50ساله بنز سواره: «هرکي يه بار تنش به صندلي بنز بخوره هيچ ماشين ديگه اي نميتونه سوار بشه»). اگه به شيشه جلوي اين عروس رویایی با دقت نگاه کنين، کناره شیشه جلوش قوص زيبايي ميبينيد که علاوه بر اينکه باعث بهتر شدن ديد اطراف ميشه، توی آيرو ديناميک ماشين تاثير خیلی زیادی داره و با هدايت هوا به کناره ها و دادن فاصله کمي از اتومبيل به هموا سبب ميشه وقتی شيشه ها رو پايين ميکشيد هوا با فشار به درون ماشين وارد نشه(اگه شيشه هاي پيکان،پرايد،پزو405،سمند و... را در اتوبان پايين بکشيد متوجه هور هور کردن هوا در کابين ميشيد). در کناره گلگيرهای عقب اين خودرو قوص ماهرانه تري ديده ميشه.(وقتی از بالا با دقت نگاه کنید این قوص رو احساس میکنید) کار اين قوص هدايت  هواي کنار ماشين به پشتش و جلوگيري از ايجاد خلاء در پشت ماشینه.(وجود خلا در پشت ماشين باعث ايجاد يک نيروي مقاوم بر خلاف جهت حرکت ماشين ميشه و مصرف سوختش رو افزايش و سرعتش رو کاهش ميده.) کم بودن اين خلاء در پشت ماشين باعث ميشه تا هنگام حرکت توی جاده هاي خاکي، خاک در فاصله کمتري از ماشين بلند شده و بادي که از روي شيب حساب شده صندوق عقب عبور ميکنه باعث خوابوندن خاک بشه. به همين دليل پشت مرسدس بنزها خاک از صندوق عقب بالا تر نمیاد و راننده ميتونه پشت سرش رو به راحتي توی آيينه ببينه.

مهمترین نکته ایمنی این ماشینه! در هنگام تصادفات شدید از جلو، برای جلوگیری از آسیب دیدن سرنشینان، موتور این دلبرک به زیرش هدایت میشه و داشبورد نرمش هم با یه تغییر زاویه قشنگ بالا میاد و مانع از پرتاب شدن سرنشین به بیرون میشه.(میتونید فیلم تست تصادفش رو گیر بیارید و ببینید. اگه کسی پیدا کرد به من هم بگه! من اینو توی یه برنامه علمی دیدم که شبکه 4 درمورد تاریخچه تصادفات پخش میکرد). میل فرمون تلسکوپی و فنریش مانع آسیب دیدن راننده میشه.((سمند سورن مجهز به تکنولوزی پیشرفته روز دنیا و فرمان تلسکوپی ؟!!!!)) یعنی اینکه اگه ضربه از طرف راننده به فرمون وارد بشه و خیلی شدید نباشه فرمون به صورت فنری میره پایین و میاد بالا!(اما با فشار خیلی زیادی این فنر کار میکنه! سعی نکنید با مشت امتحانش کنید. چون اونطوری فقط بوق میزنه!) اما اگه ضربه از سمت بیرون به طرف راننده باشه میل فرمون جمع میشه که به راننده آسیب نزنه! اما چون میل فرمونش دو قسمت داره در اولین مرحله از اون قسمت جدا میشه و اگه تصادف خیلی خفن باشه اون تلسکوپی و بند و بساط عمل میکنه!

            قشنگ بودن يا نبودن هر چيزی بستگي به سليقه شخصي هرکس داره ولي من از ديد خودم قشنگي هاي ظاهري اين عروسک رو اینطوری میگم: به نظر من طراحي اين خودرو یه نوع تلفيق و نقطه عطف بين خودروهاي کلاسيک قديمي(مانند 170-180 و...) و خودرو هاي مدرن امروزيه. اگه با دقت به گلگيرهاي اين اسطوره نگاه کنيد متوجه ميشيد که طراح ميخواسته همون شيب قشنگی که روی گلگير هاي بيرون زده مدل 170 وقبل از اون هست رو به فراموشی نسپاره و توی يه حالت جديد و مدرن بيان کنه! واسه همین طراح این شیب زیبا رو تو دهانه گلگیرها به کار برده. براي اينکه ارتفاع عقب ماشين کمي پايين تر به نظر بیاد و یه حالتی شبیه به خیز برداشتن یوزپلنگ رو تداعی کنه دهانه گلگير عقب از دهانه گلگير جلو پايين تر درنظر گرفته شده. جلوپنجره اون هم که طبق معمول تداعي کننده تمام خودروهاي لوکس مرسدس بنز قبل از اونه. اما تا حالا به برآمدگی قشنگ روی کاپوتش دقت کردید؟ بر آمدگي روي کاپوتش، کاپوت بنز 170 رو به یاد آدم میاره، اما این دیگه مثل اون یکی از گلگیرها جدا نیست، بلکه تو لباسي مدرن تا کنار گلگير ها کشيده شده.خلاصه که به نظر من بهترين ماشينه. هرکی مخالفه دستشو ببره بالا تا توجیهش کنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 9:38  به دست علی ب| نظر يادتون نره!  | 


همه اينترنت تو همين وبلاگ