|
|
|
|
|
Mercedes Benz 170 - W 136 مرسدس بنز 170 که از نظر من تو طراحي ظاهري يه شاهکار واقعي و بي نظيره از سال 1935 به عنوان يه خودروي خانوادگي و مسافرتي پا به جهان خودروها گذاشت و در بين خانواده هاي سرتاسر دنيا محبوب شد و هنوز هم که هنوزه محبوبيتش رو از دست نداده. بعضي از مردم تو همين طهرون خودمون فقط براي يه شب سوار شدندش 120 تا 200 هزارتومن پول ميدن. خود من که هروقت تو خيابون مي بينمش نگاهم بهش قفل ميشه و ديگه هيچ چيز ديگه اي رو نميبينم.(خداروشکر تاحالا نشده موقعي که رانندگي ميکنم ببينمش. انشاا.. که هيچ وقت درحين رانندگي نبينمش، چون ممکنه ديگه جلوم رو نبينم و يه تصادف شديد بکنم). توليد اين خودروي رمانتيک و رويايي همينطور ادامه داشت تا اينکه سال 1942 اون جنگ لعنتي در گرفت و دايملربنز رو با خاک یکسان کرد.(براي کسب اطلاعات بيشتر در مورد اين ويراني اينجا کليک کنيد ) اين عروس زيبا و رويايي (170) يه موتور چهار سيلندر خطي به حجم سيلندر 1697cc داره که با 11 ليتر آب خنک ميشه و ميتونه تو دور 3200rpm قدرت 35 اسب بخار توليد کنه و اين عروس 1160 کيلوگرمي رو به حداکثر سرعت 108 کيلومتربرساعت برسونه. اين موتور هم مثل ساير موتورهاي چهارسيلندر با سيستم «1.3.4.2» کار ميکنه (يعني احتراق به ترتيب، اول تو سيلندر1، بعد تو سيلندر3، بعد تو سيلندر4 و بعد تو سيلندر2 انجام ميگيره و اين چرخه تکرار ميشه).براي انتقال قدرت اين موتور به چرخهاي عقب از يه گيرباکس چهاردنده دستي استفاده شده. براي سوخت رساني به اين موتور هم يه کاربراتور Solex 30BFLV به کار رفته. الآن چون قطعاتش گرونه، ديدم که تو ايران کاربراتور پيکان ( B23933 ) روش مي بندند. اما آلماني هاي بيچاره که پيکان ندارند، اگه کاربراتورشون خراب بشه بايد کلي پول بدن و کاربراتور اصليش رو بخرن. با همه اين بحثها اگه کاربراتور اصليش روش باشه تو اتوبان و جاده 9.5 و تو شهر 11.5 ليتر بنزين تو 100 کيلومتر ميسوزونه.(البته اين ماشين نوع ديزل يا همون گازوييلي هم داره که مصرف اون رو نميدونم). باک اون 40 ليتر براي سوخت جا داره که با اين حساب با يه باک پر ميتونه مسافت 350 کيلومتر شهري يا 420 کيلومتر جاده اي رو طي کنه. اولين چيزي که با ديدن اين ماشين تو اولين نگاه جلب توجه ميکنه گلگيرهاي ورم کرده و بيرون زده اونه که با قوص قشنگش زيبايي توصيف ناپذيري بهش داده. دومين چيز چراغهاي گرد جلوشه که آدم رو ياد چشم قورباغه ميندازه. سومين چيز درهاي جلوشه که از سمت جلو و روي ستون وسط باز ميشه و باعث ميشه سوار و پياده شدنش خيلي راحت بشه. دليل اينکه الآن ديگه درها رو اين مدلي نميسازند اينه که براي سوار شدن بايد درها کاملا باز بشه و اين کار قديم مقدور بوده اما الآن تو اين شلوغي امکان پذير نيست و اگه باشه کار سختيه. چهارم قوص لاک پشت مانند عقبشه. تو نگاه اول بيننده فکر ميکنه چون صندوق عقب کوتاهي داره جاي کمي هم داره، اما يه آدم راحت توش جا ميشه و دوتا آدم به سختي جا ميشن، اما جا ميشن. درمورد تودوزي و صندلي هاش و بوي قشنگ داخلش هم بگم که ديگه چيزي از قلم نيافته.همونطور که هموتون(به احتمال زياد) ديديد صندلي هاي ماشين هايي مثل 405،206،پرايد و.... (که حيفه اسم ماشين رو روشون بذاريم) از ابر يا فوم ساخته شده و باعث ميشه اولا بدن آدم توش فرو بره و باعث خستگي بشه (صندلي خيلي نرمه و آدم اولش يه کم احساس راحتي ميکنه و بعدش خسته ميشه) و ثانيا بعد از يه سال از ريخت و قيافه بيافته. اما تو بنز مقدار نرمي صندلي ميزونه و آدم خيلي ديرتر احساس خستگي ميکنه. چون اکثر مدلهاي بنز از قديم به جاي ابر يا فوم از نمد و مقوا و در زير اون خرده چوب و فنر استفاده ميکردند. يعني زير اين رويه چرمي که ميبينيم چند لايه نمده و زير اون نمد هم چند لايه مقواست و زير اونها فنره که اطرافش با خرده هاي بسيار ريز چوب پر شده(البته خرده چوب اونطوری نیست! بلکه یه چیزی شبیه سیم ظرفشویی ولی از جنس چوبه! نمیدونم چیه؟ ممکنه گیاه خاصی باشه!).به همين خاطر هميشه توي بنزها يه بوي خاص و قشنگ وجود داره. بسه ديگه! فکر کنم زيادي گفتم و شما رو خسته کردم. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 23:41 به دست علی ب| نظر يادتون نره!
|
|
||